تبليغاتX
html> درددل -
بگو نترس
                                            من با نام مستعار تنها اومدم

فکر کنم جالب باشه ولی این بار دختری دل پسری رو شکوند
دختره دختر خالم بود ولی چنین عاشقش شده بودم که اصلا به جدایی فکر نمی کردم .
من یه کم باهاش رودربایستی داشتم به همین دلیل ابراز علاقه ی اولم رو توی نامه بهش دادم و نوشتم دوستت ارم جواب اونم مثبت بود چنان خوشحال بودم که اون نامه ای که به من داده بود تا مدتها نگه داشته بودم هیچ مشکلی از هیچ نظری وجود نداشت تا اینکه یک سال پیش مشکلات ما شروع شد به هر سازی که می زد براش می رقصیدم چون خیلی دوستش داشتم
بهانه های مختلف میگرفت بالاخره مشکل یه کم جدی تر شد حتی تا این حد که می گفت پدرم راضی نیست من به خودش شک کرده بودم طی چند ملاقات حضوری که به هم داشتیم به من میگفت تو روی پدرم می ایستم و میگم فقط تو منم باور کرده بودم دقیقا شده بود مثل نامزد آدم تو خونه که می اومد اگر جلو خالم یعنی مادر او کنار همم می نشستیم موردی نداشت چون دو خانواده مطلع بودن و کاملا مطمئن از این وصلت هر چند من حدودا 18 سال سن داشتم
تا اینکه بهانه های الکی خودش شروع شد چون منم اصلا دوست نداشتم بهش فشار بیارم قبول کردم که رابطمون به همین جا ختم بشه آخرین ملاقات حضوریمون بود که من ازش پرسیدم شاید کسی دیگه در میونه قسم خورد که نه بعد از یه هفته دیدم ماشین غریبه در خونشونه وایستادم دیدم بله خواستگاره اولم گفتم خوب خواستگاره و من امید رسیدن به دختر خالم رو هنوز داشتم گذشت گذشت به گوشم رسید که بله در عین این که به من ابراز علاقه می کرده با اون دوست بوده و جوابش به اون مثبته و گفته یا اون یا هیچ کسه دیگه همین که شنیدم خودت که درکم می کنی جیگرم سوخت یه حال عجیبی بهم دست داد فقط به فکر انتقام بودم ولی به توصیه های مادر و پدر خدا بیامرزم گوش کردم و یه حرف جالبی بهم زدن این بود که گفتن پسرم عشق اول خریته
فهمیدم راست میگن شاید من یا تمام اونایی که نامردی عشق رو دیدن لیاقتشون از اون عشق اولشون بیشتره
خلاصه منم اونو سپردم دست خدا تا دوباره این نامردی فجیع رو باهام نکنه
مرسی از اینکه به درد دل من گوش دادیم

          تشکر ویژه ای هم از مهناز و بهناز خانوم دارم

نظر ما: باید شکیبا و صبور باشید و سعی کنید دیگر بهش فکر نکنید

ضمنا شما اولین نفر بودید بهتون تبریک میگم و ازتون تشکر می کنیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 20:4  توسط مهناز و بهناز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام دوستان
درد دل خود را به ما بگوئید
عشقی
اجتماعی
سیاسی
فرهنگی
مالی
خانوادگی
همه رو به ما بگوئید تا همه مشکل شما رو بدونند

نوشته های پیشین
شهریور 1386
پیوندها
تنها
علی
آقا بشیر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

::: منبع کد آهنگ :::